
زندگی منزندگی من من استاد حرف زدن در سکوتمتمام زندگیام رو در سکوت حرف زدمو در سکوت، زخمهای زیادی رو با خودم زندگی کردمحالازندگی منفقط تا اونجا که مربوط به زندگی تو هست ، جالبهاگر تو نباشی، من هیچ هستمغمی آمدهاز اون غمهایی که اشک هم حریفش نمیشهغمی که در گلو میمونه، در سینه میپیچه و بیصدا آدم را فرسوده میکنهمندو برابر مرگم مردمو نصف زندگیم زندگی نکردمدلم میخواد برای اندوهِ دلت کاری کنماما تنها میتونم بگمطاقت بیار، عزیزِ من، توکل کن ، ببین خدا چی میخوادهر چی بشهتا ابد دوستت دارم ...
ادامه مطلب
پاپیتالم، گلبرگم، امروز ی متنی رو خوندم خیلی به دلمنشست، خواستم با تو شریک بشمتو خوندنشنوشته بود:اگه بچه داشتم، پسر یا دختر، ازش نمیپرسیدم "مشقهاتو نوشتی یا نه؟"میگفتم: "خوب عشق کردی؟"و اگه احیانا هنوز این کارو نکرده بود، فحش بارونش می کردم.بهش می گفتم: "پس منتظر چی هستی؟ منتظری همه ی دندونهات بریزه؟ ها؟ چی فکر کردی؟ فکر کردی عمر نوح داری؟ پس کی می خوای شروع کنی؟ کی؟ وقتی بازنشسته شدی؟ وقتی نصف عمرت هدر رفت؟ محض رضای خدا بجنب! برو جلو اگه دلت لرزید! منتظر نشو! امروز که داری زندگی میکنی. فردا شاید یه بمب یه راست بیفته رو کله ت ... وقت داره به سرعت میگذرهنکنه بی عشق، سقط شی! برو پی عشق!آدمهایی که توی زندگی، درباره ت قضاوت می کنن محرومن. مثل اونها نباش و زندگی کن! زندگی کن!حساب کتاب نکن حالا...
ادامه مطلب