
ساعت ۳ صبحه و من باز درگیر بی خوابی. سالهاست آرزوی خوابیدن طولانی و دراز رو با خودمیدکمیکشم ودر آخر هیچ. سال جدید خوب شروع نشد، از دست دادن دو آشنا شروع خوبی نبود.xa0 راستی یکی واسم نوشته بود اینجا هنوز زنده ای، آره زنده ام، ولی نمیدونم چرا بودنم اذیتم میکنه، دلم میخواد ی جا آروم بگیرم و خلاص.این چند روز گذشته شدید با شرکت کلنجار رفتم وهنوز به جایی نرسیدم، باز رسیدم به همون نقطه ی آغاز و لیست سیاهی که هنوز اسم من xa0توش جا خوش کرده و فک نکنم به این زودی ها پاک بشه. حسم حس زباله ای شده، آره، "حس ...
ادامه مطلب