چه خوشبختم که تو زندگیم تو رو دارم
« یک 1 »
تو ، از اون رفیق هایی نیستی که فصلی هستند
یک روز هستن و یک عمر نه
نه از اون رفیق هایی که وقتی زندگی بهار هست کنار ادم هستن و تو زمستون زندگی تنهام میزارن
نه از اون رفیق هایی که فقط وقتی زندگیشون تاریک میشه به سراغم میان و وقتی زندگیشون پر نور هست فراموشم می کنن
نه منظورم این ها نیستن
از تو میگم پاپیتالم ، جانه دلم، رفیق روزگارم و همدم تنهایی هام
تو رو میگم که میدونم اگه از آسمان سنگ هم بباره چتر هستی
خنده هات رو دوست دارم
و میدونم تو روزهای سخت می تونی بدون هیچ توضیحی بغلم کنی تا اشک بریزم
تو هستی که بدون قضاوت و سرزنش کنارم می مونه تا روزهای سخت بگذره
توئی که بودنت همیشگی هست حتی اگه بعضی از روزها تو همون آدم همیشه نباشی
تو هستی که من رو بلدی و کنارت خودم هستم ، با
تمام خوبی ها و بدی هام
پاپیتالم
بزار همه چی تو دنیا ، واسه تو و من نا عادلانه تقسیم شده باشه
گذشته در گذشته
اما خوشبختم و خوشحال که حالا ی نفر رو مثل معجزه بهم داده
یک رفیق
یک همراه
یک همدم
پاپیتال
بهت قول میدم
منم تا ابد رفیق تو باشم جانه دلم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی