خرید بک لینک

میگن به ی درویش گفتن : جهان رو چطور می بینی؟
گفت:
خدا رو شکر، رودخونه ها از همونجا میان که من میخوام
باران همون روز می باره که من میخوام
حتی بچه ام اون روزی مرد، که من می خواستم
گفتن: چطور چنین چیزی ممکنه؟
درویش گفت:
من اراده ام رو در اراده ی خدا گم کردم
هر چه خدا می خواد ، منم میخوام

هله نومید نباشی ، که تو را یار براند
گرت امروز براند، نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد، مرو و صبر کن آنجا
ز پس صبر تو را ، او به سر صدر نشاند
او اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذر ها
ره پنهان بنماید، که کس آن راه نداند
دل من، گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند، به که ماند

پاپیتالم ، قوی بمون
با هم درستش میکنیم، بهت قول میدم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 1:58 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 14:40

صفحه بندی