امروز نمیتونم دل رو آروم کنم
به هر بهانه ای دلتنگ ات میشه
آشوب میشه
بهانه ی کودکانه میگیره
بهانه ی نبودنم کنار تو که تمام لحظه هام رو پر از بودنت کردی
غروب امروز
محال ترین آروزها و بهانه ها رو به سراغم آورد
صدای گریه ات
تجسم چشمهای پر از اشکت
سر گیجه ات
امشب نمیتونم دلمرو آروم کنم
چای و قهوه میخورم
کتاب میخونم
با گلهای تو گلدون تراس حرف میزنم
مینویسم
اما
هیچکدوم
تنهایی امشب تو و من رو پر نمیکنه
مگر خودت
که نیستی
که نیستم
از 1 متنفرم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی