خرید بک لینک


گمان می 1
روزی عشق در خونه ی قلبم رو می زنه
که من حوصله ی جواب دادنش رو نداشته باشم
خسته باشم و خواب
خسته از انتظار
انتظار برای اومدن عشق
آنقدر انتظار کشیدم
که از خستگی خوابم برده بود
در افکار و وجودم، نقش بسته بود
که عشق دیگه نمیاد
من هم بی دغدغه
از این عالم، خوابیده بودم
و به خودم گفته بودم
حمید
عشق اون زمان که قصد آمدن میکنه
در قلبت رو به روی عشق باز نکن
محکومی به زندگی بدون عشق
تا اینکه
تو اومدی
چه خوب شد اومدی
چه خوش اومدی جانم
خوش اومدی
تا بفهمم عشق رویا نیست
اومدی تا بفهمم زندگی به سبک
یک عاشقانه ی آرام ، محال نیست
بمون برای شب های چهل سالگیم
که بدون تو بخیر نمیشوند
بمون برای روزهای پنجاه سالگیم
که بدون تو رنگی نیست
بمون برای شصت،هفتاد و هشتاد سالگیم
که همه چیز و همه کس رو فراموش کردم
بجز شانه هات
که تنها تکیه گاه
بغضهای تنهاییم شده
لطفا بمون برای ابد

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 15:26 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 13:22

صفحه بندی