این روزها پاپیتال خسته اس
روحش و جسمش
منماینجا
دور
دور
دور
و اون
تنها
تنها
تنها
پاپیتالم
حاضرم تمام غم هایی که داری رو گردن بگیرم
اما لحظه ای حس نکنی که هیچ چی خوب نیست
ببین
تو حق داری خسته بشی
کم بیاری
داد بزنی
گریه کنی
اما حق نداری حس کنی هیچی بدرد نمیخوره
چون هنوزم یه سری چیزا و آدم ها ارزشش رو دارن
مگه نه؟
اینجا منتظرت واستادم، لب تر کنی، جونمم میدم
با هر چی در توانم هست
تا حال تو ، از بد بودن مطلق در بیاد
بدوم بیام سمتت
نمیتونم تو روزای بدت تنهات بزارم و برم دنبال خوشیم
همیشه بهت گفتم 1 هات برای من
حالا هم شبیه همیشه
همه اش برای من
من هر سختی ای رو به جونم میخرم اما تو احساس بد بودن نباید بهت دست بده
قول میدی بهم هرجا کم آوردی، پناهت من باشم؟
منم بهت قول میدم همیشه
امیدم تو باشی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی