دیوانه از قفس پریددیوانه از قفس پریدامروز واسم روز عجیبی بود ، حس پرنده ای که واسه اولین بار میخواد پرواز کنهمثل پرنده ای که جاش تو اوج آسمون بوده و به اجبار تو ی قفس نگه اش داشته بودنامروز تونستم بعد از این همه سال قفس رو بشکنمکاری روکه شاید سالها قبل باید انجاممیدادم ، ولی نه، وقتش الان بود ، اگه سالها قبل انجامش میدادم ، ممکن بود این حس رهایی امروز رو نداشته باشم، میدونم حس خوبی نداشتم واسه اینکه ی کار مهم رو نیمه تمام میزاشتم و الان خوشحالم که به ثمر رسوندم و حداقل وجدانم راحتهحالا امروزحس
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
ذوق منذوق منپاپیتال جونم ، تو ذوق منیذوق من برای زود بیدار شدن برای خوشحال بودن برای پیشرفت کردن برای قشنگ تر بودن برای آینده و همه روزایی که می دونم در کنار تو قراره خیلی خوب باشن.تو بهترین دوستمی، خنده می، گریهمی، معجزه میتو همونی هستی که با اشتیاق به حرفات گوش میدم همونی که وقتی باهات حرف میزنم امیدوار میشمآروم میشم، ذوق میکنم و کنارت خود واقعیمم میخندم دیونه بازی در میارم یا حتی گریه میکنم و غر میزنمتو همونی هستی که تا آخر عمر به بودنت نیاز دارم تو همونی هستی که جانم گفتنهات ، بهم جان میده
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی

ی چی رو میدونی پاپیتال جانم
همیشه اونقدر دلم واست تنگ میشه که پتانسیل اینو دارم وقتی دیدمت اندازه یک سال باهات حرف بزنم
یه ماه فقط عطر موهاتو بو کنم
یه هفته فقط نگات کنم
یک روز تمام بوست کنم
و بعدش
واسه بقیه عمرم از تو بغلت تکون نخورم
پاپیتالم
پای دوست داشتنت واستادم و وامیستم
مثل درخت کاج
روبروی پاييز
همیشه سبز وبی خزان
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی

تیغ چه میکشی صنم
خیره چنین به کشتنم
تشنه ی خون من تویی
عاشق روی تو منم
چشم تو چون چراغ گل
بوی تو عطر باغ گل
بی تو خزان باغ گل
با تو بهار گلشنم
برده ز کف قرار من
حسرت انتظار من
خوش بود ای نگار من
سر بربایی از تنم
عشق تو در نهان من
غلغه زد به جان من
ای گل آسمان من
اختر چشم روشنم
ناز من و نیاز من
سوز من و گداز من
دلبر دلنواز من
دل ز تو بر نمی کنم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی

بودن تو برای زندگی من واجبه
موندنت و داشتنت به همه چی می ارزه
تو برای من روشنایی توی تاریکی هستی
تو ماه ی تو شبهای تارم
امید وسط همه ی ناامیدی هایی
وقتی تو مشکلاتم دارم دست و پامیزنم
یادم میاد تو رو دارم
تو انتخابم نیستی، معجزه ای، سرنوشتمی
انگیزه ای برای زندگی کردن توی این
دنیای سخت
بمونی واسم بود ونبودم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی

پاپیتالم
اگه بدن میشدم، قلبم بودی
درخت میشدم، ریشم بودی
شب میشدم، ماهم بودی
ساز میشدم، آهنگم بودی
فصل میشدم، بهارم بودی
حس میشدم، امیدم بودی
دریا می شدم، موجم بودی
تو همونی هستی که همیشه به بودنم معنا میدی
اصلا میدونی چیه
تو بهترین دوست من و نیمه دیگه ام هستی
تو برای من معنی دنیا هستی و من، بی انتها دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
زندگی منزندگی من من استاد حرف زدن در سکوتمتمام زندگیام رو در سکوت حرف زدمو در سکوت، زخمهای زیادی رو با خودم زندگی کردمحالازندگی منفقط تا اونجا که مربوط به زندگی تو هست ، جالبهاگر تو نباشی، من هیچ هستمغمی آمدهاز اون غمهایی که اشک هم حریفش نمیشهغمی که در گلو میمونه، در سینه میپیچه و بیصدا آدم را فرسوده میکنهمندو برابر مرگم مردمو نصف زندگیم زندگی نکردمدلم میخواد برای اندوهِ دلت کاری کنماما تنها میتونم بگمطاقت بیار، عزیزِ من، توکل کن ، ببین خدا چی میخوادهر چی بشهتا ابد دوستت دارم
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی