
از مترسک پرسیدممترسک ، وقتی یکی دلتنگ میشه، چکار میکنه؟گفت: حمید، در آغوشش میگیرهگفتم: وقتی دور هستم ازش چطوری بغلش کنم؟مترسک گفت:حمید، عطر موهاش، گاهی وقتها هم که دیگه خیلی دلتنگ میشی، هوای نفس کشیدنش رو بغل کنپرسیدم: مترسک، من هر لحظه دارم با عطر موهاش، هوای نفس کشیدنش روزگارم رو به سر میکنمولی باز دلتنگش هستمنگاهی کرد بهم و گفت:حمید، تو از دلتنگی پرسیدی یا دیوانگی؟بهش گفتم: مترسک جانمن هرشب عکس پروفایلش روچک میکنمهر شب بدون اجازه قربان صدقه عکسش میرم که هیچوقت واسم تکراری نمی شههرشبصفحه گوش...
ادامه مطلب