خرید بک لینک

چقدر 1 هست بین تو و من
اما دلم خوشه
که از دور
دوست داشتنمون جاری هست
چقدر دلم خوشه
که اون 1 بالاخره می رسه
که خودم رو بهت برسونم
قوی باش جانه من
این غروبهای دلگیر
نمیتونه تنهایی به سر انجام برسه
نمیتونه تنهایی سر کنه
این زود شب شدنها
این ابرهای تیره ی آسمون و باران گاه و بیگاه
که دمار از روزگار تنهایی مون در آورده تمام میشه
تو این روزهای پاییز
اونقدر دلهامون کوچیک میشه که جا واسه دلتنگی نداره
اگه امید گرفتن دستات نباشه
و امید شنیدن حرفهات
غصه بیچاره ام میکنه
ی روز خودمو بهت میرسونم
واسه اینکه
مثل نفس هام دوستت دارم
همونقدر بی اختیار
همونقدر تا پای جان

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 12:19 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 15 آبان 1401 ساعت: 3:11

صفحه بندی