درسته که حوصله نداری
درسته که حالت خوب نیست
درسته که کسلی و خسته ای
ولی بدون که من اینجا با حال بد تو حالم بد میشه
با کسالت تو کسل میشم
من اینجا نمیدونم الان چیکار کنم که تو خوب شی
من اینجا دارم از دلتنگیه تو خفه میشم و صدام در نمیاد
من اینجا برای دیدنت دارم لحظه شماری میکنم
من اینجا با پیام تو حالم خوب میشه
شاید تو این حالت ، برای هیچکس هیچکس غیر قابل تحمل باشی
ولی من تورو همه جوره میپرستم
همیشه که نباید حالت خوب باشه
همیشه که نباید روی خوبتو دید
من اینجام که حالتو یه خوردم که شده خوب کنم
من اینجام تا واست جون بدم
زود خوب شو لطفا
برچسب:
نویسنده: نگار حکیمی