بهم گفتی دلت میسوزه برام که اسیرم شدی
میخوام بهت بگم
میدونی این اسارت به قول تو واسه من چطوریه؟
تو برام مثل حس کردن بوی نوزادی
همونقدر دوست داشتنی
مثل حس بوی خاک نم خورده توی اولین بارون پاییز
همونقدر دوست داشتنی
مثل حس و حال بوی نارنگی خوردنم تو مدرسه
همونقدر دوست داشتنی
مثل بوی اولین برگه ی کتاب نویی که با ذوق خریدم
همونقدر دوست داشتنی
مثل مسافرتی که از هیجانش تا صبح نمیخوابیدم
همونقدر دوست داشتنی
مثل رنگایی که تو دنیا هیچکسی با چشماش ندیده
همونقدر دوست داشتنی
مثل خنکی جاده ی شمال و جنگل و بوی هیزم و بلال خوردنش
همونقدر دوست داشتنی
مثل حس چیزای که هر بار که تجربه اش
میکنم برام قشنگ تر از قبله
همونقدر دوست داشتنی
تو دقیقا برام اینجوری هستی
همینقدر خوب
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
آخه تو آرامش من هستی
کاش میشد یکم از بغلتو
حسای خوبتو
صداتو
انرژیتو
وقتی بهم امید و انگیزه میدی
لبخندتو وقتی داری حرف میزنی
و برق چشمات وقتی خوشحالی
و یه تیکه از خودت رو بزاری تو پاکت و برام بفرستی تا وقتی بیشتر از همیشه نیاز دارم
زندگیم معنای قشنگ تری پیدا کنه
آره عزیزم
اسیرتم و از این اسارت، لذت میبرم
ما را در سایت پاپیتال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 114