خرید بک لینک


چهل روزه که دلتنگیهای غروب رو به یادش گریه میکنی
چهل روزه که صبحها با بودن در کنار مزارش سپری میکنی
ناباورانه روزهات رو به شبها گره زدی و شبها رو به امید اونکه هلال روی
ماهگونش رو یک بار دیگه تو خواب ببینی رو به صبح رسوندی
طنین صدای دلنشینش همچنان تو گوش ات
مهربونیش تو قلبت و زیبایی چهرهاش
همیشه تو یادت هست
ناباورانه روزهات رو گذروندی
بدون حضور بابا، که باور داریم
وجود عزیزش نماد عینی شرف و مفهوم بخشیدن بود
با همه وجود تو غم ات شریکم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:10 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: جمعه 22 دی 1402 ساعت: 2:24

صفحه بندی