چه مرگته؟ - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
این روزها عجیب به بطالت میگذره، کاری نیست و همچنین حسی. روز رو به شب کردن بیهوده و شب منتظر نشستن واسه روزی جدید. ی کاری کردم با خودم که نمیدونم چی میشه، جالب اینکه ی جورایی راه برگشت خودم رو هم لجوجانه بستم. گاهی وقتا به خودم میخندم و هزار تا لعن و نفرین بار خودم میکنم. منی که عادت به انتظار دارم ا...
سانچی - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
Sepid سپیدعزیز،غریبانهسوختنترادیدم. مجیدخانبامعرفت،فریدعزیز،حسینوغنیدوستداشتنی، همکارانودوستانعزیزم،چهغریبانهسوختیدودمبرنیاوردید. وایچقدرغریببودیموهستیم،پلاسکوباآنمصیبتشفروریختوآتشنشانهایعزیزمان،هریکقهرمانملیشدند. شماچه؟سوختیدوهمچونهمیشهغریبدمبرنیاوردید. هیچرسانهای،هیچخبرنگاریوهیچدوربینییارایپابهپاآ...
برای مجید و سانچی - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
سلام مجید جان، خوبی دوست عزیزم؟ حال فرید ،حسین و نوعروسش و مجید نقیان چطوره؟ ابوذر و آقا کریم خوبن؟ مجیدجان امروز گزارش حادثه سانچی رو بیرون دادن. مجید جان تو ۱۲۰ صفحه هیچ اشاره ای به آخرین صحبتت نشد، جایی که داشتی با ناله تقاضای آب میکردی. نا رفیق، جیگرمون رو آتیش زدی. بعد از دیدن گزارش ی جورابی خی...
بالاخره "نه" - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
دارم میرم خونه، نزدیک ۴ ماه دور بودم، خب چند روز بیشتر نمونده. دارم به اتفاقات چند ماه گذشته فکر میکنم. ۴ ماه پیرتر شدم ولی تجربه ام بیشتر شد. می ارزه؟ فک نکنم. جالب اینجاست که بعد از این همه روز چشمم باید به این باشه که کی حقوقم رومیتونم بگیرم. حقوقی که رو سنت به سنتش حساب کردم وحالا میبینم باز هم ...
سلام دوباره - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
سلام حمید، خوبی؟ چه خبر؟ چه عجب ی سر به پاپیتالت زدی؟ کجایی بی معرفت؟ امروز دلتنگ پاپیتال شدم واین باعث شد دوباره راهم وکج کنم و ی سر دوباره به باغچه ی پر از پاپیتالم بزنم. مرسی ذهن آشفته ، ممنون که یادم انداختی، هر چند ناخودآگاه بود ولی بازم ممنون و صد ممنون. میخوامکنار پاپیتالهام، بنفشه بکارم، از ...
جبر جغرافیایی - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:05
خبر آمد، خبری در راه است. نوبت من هم رسید بالاخره، فردا به احتمال زیاد راه میافتم، مقصد نامشخص. فقط گفتن برم سمت آسیای جنوب شرقی، ی جا خوندم هیچ باد موافقی به بادبانهای کشتی بدون مقصد نمیوزه. منم همون کشتی بدون مقصدم.۴ سال پیش بخاطر همین کارها رفتم تو لیست سیاه و الانم دوباره داره همون داستان مث ی گ...
همیشه، دور - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:25
[unable to retrieve full-text content]در پس ته مانده های فالم، پرسه زنان میبینمت از دور فنجان را میبوسم و کنار میگذارم همیشه محکومم به از دور داشتنت
هذیانهای نیمه شب - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:25
ساعت ۳ صبحه و من باز درگیر بی خوابی. سالهاست آرزوی خوابیدن طولانی و دراز رو با خودمیدکمیکشم ودر آخر هیچ. سال جدید خوب شروع نشد، از دست دادن دو آشنا شروع خوبی نبود.xa0 راستی یکی واسم نوشته بود اینجا هنوز زنده ای، آره زنده ام، ولی نمیدونم چرا بودنم اذیتم میکنه، دلم میخواد ی جا آروم بگیرم و خلاص.این چن...
یاد - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:30
یادتxa0 xa0 ابر بی باران استxa0 xa0 از آسمان چشمانمxa0 xa0 گذرا xa0 xa0 زمین دل خشک است و شوره زارxa0 xa0 ترک خورده xa0 xa0 باران که نیستxa0 xa0 همه روزxa0 xa0 آسمان من غبار آلود است xa0 xa0
رها شوم - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:29
مث ظهرهای تابستان کودکیxa0 xa0 خواب را بر چشمانم حرام کرده امxa0 xa0 صبرم نماندهxa0 xa0 خورشید غروب کند و من باز دوباره رها شوم xa0 xa0
حس و حال - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:29
دلم پر است و ذهن لبریز دستم ولی گویا قلم شده و قلمم نوکش شکسته هوای بهار دور از خانه بی شکوفه و گل حالم را دیگر گون کرده اینبار نه احسن الحال بی حس و بی حال اینجا بهارم، نه هزار رنگ که یک رنگ است و همه آبی آسمون و لاجوردی دریا از اینهمه بهار سهم من شده فقط این دو رنگ با اینهمه فقط میگم خدایا، نوکرتم...
گاهی یه حس زشت - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:29
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود یه وقتایی هیچ چی با هیچ چی جور در نمیاد یه روزائی رو میگذرونی که دلهره همزمان با اعتماد به نفس تو قلبت لونه کرده امید تو بغل نا امیدی خوابش برده خوشحالی و غم دستشون تو دست همدیگه اس این وسط ذهن مالیخولیا گرفته ی تو میمونه که تکلیفش اصلا با خودش معلوم نیست آخ که چقد بد...
ترس وخطر - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:28
ترس xa0واقعیت نیست، زائیده ی افکار و خیالات ماست. خطر اما، واقعی است. ترس اتنخاب است، انتخابی بس دردناک. و من از مردمان اینروزها میترسم. بی آنکه فکر کنم و خیال باف باشم. xa0
هنوز - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:28
هنوزم میشه عاشق شد تو باشی، کار سختی نیست
تفاوت آزار دهنده - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:27
دیروز فرصت گیرم اومد برم رقص فولکلور روس رو در سالن آمفی تئاتر مسکو ببینم. صرف نظر از عالی بودن برنامه ، هماهنگی در رقص ، نور و بازی بازیگرانش یه چیزی خیلی اذیتم کرد و آزارم داد. کشور خودمون غنی از فرهنگ و آداب و سنن ، رقص ها و لالایی xa0های قشنگی است که میشه باهاش رقص و برنامه ای شبیه و یا حتی چند ...
داستان من و تو - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:27
سهم من از زندگی تو بودی همان که دست نیافتنی است این بود داستان تو من و شبهای بی خوابی
محتاج - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:27
محتاجم ... محتاج یک فنجان چای که پهلویش تو باشی. (وحید کردلو)
جانم کجایی - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 12:26
ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه من چرا این قدَر از آمدنت مایـوسم؟

برچسب‌های مرتبط

یادش بخیر | یادگار امام | یادگار دوست | یادگیری مکالمه زبان انگلیسی | یادگار دوست شهرام ناظری | یادگیری زبان فرانسه | یادگار ماندگار 94 | یادگیری زبان آلمانی | یادگیری زبان انگلیسی | vih a l'air libre