پاپیتال

متن مرتبط با «ای امید جانم کجایی» در سایت پاپیتال نوشته شده است

باید بمونی

  • نیلوبلاگ

    امروزبی تواینجای کره ی خاکیاز این دوردسته تقدیرنجواهای عاشقانه ام رو واست مینویسم آرامش مهمان قلبت باشه به امید حقمن، اینجا، بی تو ،آشوبم، سخت غمگینم ،نگرانتمپاپیتال جانم، فدای دل شکسته و غمگینتبخاطر خودت، باید مراقب خودت باشی عزیزمتو باید بمونی برایمنبرا نفس کشیدنمبرا زندگی کردنمبرا حال خوب وبدمتو باید بمونی برای قلبم،برا تپیدنشبرا وقتایی که دلم از عالم و آدم گرفتهبرا وقتایی که حوصله ی کسیو ندارمبرا وقتایی که موهام ، کامل، جوگندمی شدهتو باید بمونیآخه جز تو، هیچکی، منو اینقدر بلد نیستانقدر پناه نیستآخه، تو دوای دردیتو آرومِ جونیتو نفسیآرام جانه خسته امقشنگیِ زندگی سرد و تکراری امبا چه زبونی بگم دلم واست تنگه؟چطور بگم دلتنگی ات به جانم چسبیدهو مطمئنم هرگز از قلبم کنده نمیشهدلم مثل بچه های ل...

    ادامه مطلب
  • برای خدا

  • نیلوبلاگ

    واسه تو مینویسم خداآره واسه توتویی که نمیدونم مصلحتت و حکمتت رو چی بسته شدهواسه تو مینویسم خدای نا مهربانآره درست شنیدی، خدای نا مهربانپاپیتالم رو نمی بینی؟صداش رو نمیشنوی؟ کجای کاری؟چیزی ازت کم نمیشهد لامصب به تقدیر بگوکمی با پاپیتالم مهربان تر باش + نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 11:53 توسط حمید  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جانم

  • نیلوبلاگ

    گفت جانم چهار فصلم ، بهار شد حالم احسن الحال میپرستمت...

    ادامه مطلب
  • کجایی؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    دقیقا میخوای بدونی کجای زندگیمی؟ تو دقیقا دقیقا همهجای زندگیمیرو در و دیوار اتاقتو هوایی که نفس میکشم تو مغزم تو قلبم خیالم خوابم همهجا، ببین همهجاخدا تورو بهم هدیه داد جبران همه ی نداشته های زندگیم + نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:28 توسط حمید  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اشک و تنهایی

  • نیلوبلاگ

    بقول حسین پناهیمگه اشک چقدر وزن دارهکه با ریختنش، فکر میکنی سبک میشییادته گفتم ی صندوقچه میسازم پر از چیزهای مشترک؟امروز درش رو باز کردم و دوباره همه چیز رو دونه دونه ورداشتم اینا داخلش بوداسم تویاد توعشق توی مقدار اشک نمیدونم چطور مجدد تمیز و مرتب بچینم که واسه تنهایی ات جا داشته باشهتنهایی ات هم ، برای من + نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 16:6 توسط حمید  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دوستت دارم واسه اینکه ....

  • نیلوبلاگ

    گلبرگمدوستت دارم واسه اینکه تنهاترین فکر تنهایی منیدوستت دارم واسه اینکه زیباترین لحظات زندگی منیدوستت دارم واسه اینکه زیباترین رویای خواب منیدوستت دارم واسه اینکه زاییدهی احساس پاک منیدوستت دارم واسه اینکه به یک نگاه عشق منیدوستت دارم واسه اینکه تنهاترین ستاره زندگی منیدوستت دارم واسه اینکه تنهاترین مصراع شعر منیدوستت دارم واسه اینکه تنهاترین فکر تنهایی منیچه حس قشنگیهوقتی میشی محرم دل یکییکی که بهش اعتماد داریبهت اعتماد دارهاز دلتگیهاش برات میگهمرسی که کنارم هستیمرسی که حواست به من هستمرسی که انقدر خوبیمرسی که اومدی توی زندگیمخیلی خیلی دوست دارمبهترینم عاشقانه دوستت دارم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 15:52 توسط حمید  |  بخوا...

    ادامه مطلب
  • برای پری دریایی

  • نیلوبلاگ

    منپری دریایی کوچک غمگینی را میشناسم، عاشق اش هستمکه در اقیانوسی مسکن داردو دلش را در یک نی لبک چوبینمی نوازد، آرام آرامپری دریایی کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میردو سحرگاه، با یک بوسه به دنیا می آیدپری دریایی کوچکمشبانه هایم را برایت قسمت میکنمآرامش و سکوتش برای تو، بی تابی ها و بی قراری هایش برای مندر آخر این راهبرایت از دل این شبهای غم زدهشعر و غزل می آورمو دنیایی پر از آرامش + نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 1:20 توسط حمید  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • پاییز فاصله

  • نیلوبلاگ

    چقدر فاصله هست بین تو و مناما دلم خوشهکه از دوردوست داشتنمون جاری هستچقدر دلم خوشه که اون پاییز بالاخره می رسهکه خودم رو بهت برسونمقوی باش جانه مناین غروبهای دلگیرنمیتونه تنهایی به سر انجام برسهنمیتونه تنهایی سر کنهاین زود شب شدنهااین ابرهای تیره ی آسمون و باران گاه و بیگاهکه دمار از روزگار تنهایی مون در آورده تمام میشهتو این روزهای پاییز اونقدر دلهامون کوچیک میشه که جا واسه دلتنگی ندارهاگه امید گرفتن دستات نباشهو امید شنیدن حرفهاتغصه بیچاره ام میکنهی روز خودمو بهت میرسونمواسه اینکهمثل نفس هام دوستت دارمهمونقدر بی اختیارهمونقدر تا پای جان + نوشته شده در دوشنبه نهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 12:19 توسط حمید  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بغض ات برای من جانم

  • نیلوبلاگ

    بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کنشرم را گاهی رها کن! عاشقانه گریه کن!خوب می دانم دلت از دست خیلی ها پر استپس خروشان شو! شبیه رودخانه گریه کنهرچه را در سینه ات سنگین شده آزاد کنمن خودم سنگ صبورت! بی کرانه گریه کنگریه گاهت هستم و در شکل های مختلف می کشم ناز تو را! پس نازدانه گریه کناشک بعد از هر خرابی مژده ی آبادی استتا دلت لبریز باشد از جوانه گریه کنرشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تواین منِ مشتاق را شانه به شانه گریه کنبا نوازش های من آرام خواهی شد! بیاشعر می خوانم تو هم در این میانه گریه کن#محمد_فرخ_طلب_فومنیبغض ات برای من جانه دلم، آغوشم همیشه واسه بغل کردنت بازه و تو رو کم داره تا با هم گریه کنیم، بلکه آرام بشی، واست جون میدم که آرامش داشته باشی، دوستت دارم + نوشته ش...

    ادامه مطلب
  • من و نبایدها

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم حس ام درسته یا نه راستش فکر میکنم ی خورده حس حسادت دارم، حسادت نیست، ی چیزی بین حسادت و خوشحال بودن از موفقیت دیگران. خنده داره واقعا، این حس فقط در زمینه ی مالی فعال شده. چرا؟ نمیدونم. بارها از موفقیتهای اجتماعی، درسی، اداری و ... دیگران از صمیم قلب خوشحال شدم. واقعا خوشحال شدم این حس جدید اومده، ی چیز آزار دهنده و مشمئز کننده. شاید تحصیل مال زیاد در مدت کم آرزوی همه باشه، جالب اینجاست این حس بد برای تحصیل مالی بیدار شده که من بدست آوردنش رو از لحاظ اخلاقی درست نمیدونم. تحصیل مالی که تو کارش مولد نباشی و به جامعه سودی نرسونی رو قبول ندارم. شاید تغییر رفتار ادمهابعد از بدست آوردن مال باعث بیدار شدن این حس شده باشه، بقول ی عزیزی، نمیدونم والله نه، نباید بزارم پر و بال بگیره، نباید به...

    ادامه مطلب
  • برای مجید و سانچی

  • نیلوبلاگ

    سلام مجید جان، خوبی دوست عزیزم؟ حال فرید ،حسین و نوعروسش و مجید نقیان چطوره؟ ابوذر و آقا کریم خوبن؟ مجیدجان امروز گزارش حادثه سانچی رو بیرون دادن. مجید جان تو ۱۲۰ صفحه هیچ اشاره ای به آخرین صحبتت نشد، جایی که داشتی با ناله تقاضای آب میکردی. نا رفیق، جیگرمون رو آتیش زدی. بعد از دیدن گزارش ی جورابی خیالم راحت شد، میدو...

    ادامه مطلب
  • جبر جغرافیایی

  • نیلوبلاگ

    خبر آمد، خبری در راه است. نوبت من هم رسید بالاخره، فردا به احتمال زیاد راه میافتم، مقصد نامشخص. فقط گفتن برم سمت آسیای جنوب شرقی، ی جا خوندم هیچ باد موافقی به بادبانهای کشتی بدون مقصد نمیوزه. منم همون کشتی بدون مقصدم.۴ سال پیش بخاطر همین کارها رفتم تو لیست سیاه و الانم دوباره داره همون داستان مث ی گروه منظم سرباز جل...

    ادامه مطلب
  • هذیانهای نیمه شب

  • نیلوبلاگ

    ساعت ۳ صبحه و من باز درگیر بی خوابی. سالهاست آرزوی خوابیدن طولانی و دراز رو با خودمیدکمیکشم ودر آخر هیچ. سال جدید خوب شروع نشد، از دست دادن دو آشنا شروع خوبی نبود. راستی یکی واسم نوشته بود اینجا هنوز زنده ای، آره زنده ام، ولی نمیدونم چرا بودنم اذیتم میکنه، دلم میخواد ی جا آروم بگیرم و خلاص.این چند روز گذشته شدید با شرکت کلنجار رفتم وهنوز به جایی نرسیدم، باز رسیدم به همون نقطه ی آغاز و لیست سیاهی که هنوز اسم من توش جا خوش کرده و فک نکنم به این زودی ها پاک بشه. حسم حس زباله ای شده، آره، "حس زباله ای" بهترین واژه اس. شدم مث زباله که وقتی کار راه انداختم وظیفه بود و الان بدرد نخور، باز هم شک...

    ادامه مطلب
  • جانم کجایی

  • نیلوبلاگ

    ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه من چرا این قدَر از آمدنت مایـوسم؟...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جانم کجایی | ای امید جانم کجایی | مهدی جانم کجایی | رضا جانم کجایی |