آسمون ما
-
تاریخ: 1402/11/26 ساعت: 20:07
عزیزمگلبرگممیدونم دلت تنگه یکی هست که نه میشه اون رو بخواینه میتونی داشته باشیفقط میتونی سخت واسش دلتنگ باشی و در حسرت آغوشش بسوزیفدای دل شکسته اتفدای دلتنگی هاتتو غمت با همه وجود شریکم جانانمخدا بهت صبر و تحمل بده، بود و نبودموسط اینهمه دلتنگی و حسرت میخوام واست بگمتو واسم ، همونی هستی که رو تکیه گ...
بمیرم
-
تاریخ: 1402/11/26 ساعت: 20:07
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرمیک قطرهی آبم که در اندیشهی دریاافتادم و باید بپذیرم که بمیرم- فاضل نظری + نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 22:0 توسط حمید | Adblock test (Why?)
باید بمونی
-
تاریخ: 1402/10/28 ساعت: 15:23
امروزبی تواینجای کره ی خاکیاز این دوردسته تقدیرنجواهای عاشقانه ام رو واست مینویسم آرامش مهمان قلبت باشه به امید حقمن، اینجا، بی تو ،آشوبم، سخت غمگینم ،نگرانتمپاپیتال جانم، فدای دل شکسته و غمگینتبخاطر خودت، باید مراقب خودت باشی عزیزمتو باید بمونی برایمنبرا نفس کشیدنمبرا زندگی کردنمبرا حال خوب وبدمتو ...
چهل روز
-
تاریخ: 1402/10/22 ساعت: 2:24
چهل روزه که دلتنگیهای غروب رو به یادش گریه میکنیچهل روزه که صبحها با بودن در کنار مزارش سپری میکنیناباورانه روزهات رو به شبها گره زدی و شبها رو به امید اونکه هلال روی ماهگونش رو یک بار دیگه تو خواب ببینی رو به صبح رسوندیطنین صدای دلنشینش همچنان تو گوش اتمهربونیش تو قلبت و زیبایی چهرهاشهمیشه تو یادت ...
رو به رو
-
تاریخ: 1402/10/15 ساعت: 13:53
[unable to retrieve full-text content]روبرویم بنشین و کمی حرف بزن تا سبز شوم تا جوانه بزنم تا گل کنم
نمیزارم
-
تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 13:27
تو تنها بزرگ شدیتنها پای همه چی واستادیتنها زخمهاتو بستیتنها درداتو تحمل کردیاینا رو میگم که بدونی ، دیگه نمیزارم تنها باشینمیزارم از این تنهاتر باشیبقول سعدی که میگهگر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوستهمچنانش در میان جان شیرین، منزلستمیخوام بگمزخمهات، دردهات مال من شدهخنده هات مال منهگریه هات مال...
باز نبودم
-
تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 13:27
و امروزباز نبودم، نبودم مثل همیشه، فقط حرف و زر مفتدکتر رفت و من باز نبودمبازرس و بازرس و بازرسآخرین چیزی که انتظارش رو داشتم اومدن بی موقع بازرس بودی وقتهایی اونقدر درد دارم که قلبم میخواد بترکهمتلاشی بشهدلم میخواد به وسعت درد روحم ، فریاد بکشماونقدر بلند که، جونم در بیادو همون لحظه بمیرمکاش بتونم ...
مراقب
-
تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 13:27
ی جا خوندم که نوشته بودبرای آنچه که اعتقاد داریدایستادگی کنیدحتی اگر هزینه اشتنها ایستادن باشدچقدر به دلم نشست، پاپیتالمفدای دل شکسته ات بشماینروزها غم دنیا رو داری و من نیستم کنارتنیستم دستتو بگیرمنمیتونم غم و دلتنگی ات رو کم کنم حس بیچارگی دارم و نمیتونم بگم چقدر نگرانتمواست دعا میکنم ، با همه وجو...
آرامش ات
-
تاریخ: 1402/9/29 ساعت: 21:11
من میدونم هوای دلت چقدر ابریهمیدونم دلت بدجور گرفتهمیدونم رنگ دلواپسی هات سیاههمیدونم تنهابی و فردا واست خاکستریههمه اش رو میدونماما چه کنم؟اگر هنوز از امید، صبر و تحمل، بهت میگمفقط می خواهم ذره ایتنها ذره ایحال گل های باغچه ی دلت رو به آرامش گره بزنمشاید قناریه سرما زده ی آسمون قلبتلحظه ای آواز بخو...
آخ
-
تاریخ: 1402/9/29 ساعت: 21:11
آخ ، کاش میتونستم امشب ، هودی گشادم رو بپوشمشاید سیگار وردارمدستتو بگیرم و بریم قدم بزنیمو بهت بگممیدونم دلتنگیروحت یه جایی هست که جسمت اونجا نیستالهی ، واسه دردی که به دلت چنگ انداخته، بمیرم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:30 توسط حمید | Adblock test (Why?)
بیچاره
-
تاریخ: 1402/9/29 ساعت: 21:11
به وقت زمانی که نمیتونی، عاجزی و قدمی ورداری برای ارامششمن درختی کلاغ بر دوشم خبرم درد میکند بدجورساقه تا شاخه ام پر از زخم است تبرم درد میکند بدجورمن کی ام جز نقابی از ابهام؟یک اشاره بدون انگشتم اثرم درد میکند بدجورجنگجویی نشسته بر خاکمسپرم درد میکند بد جورکمرم درد میکند بدجورمن فقط صبر میکنم یکریز...
قرقی نمی کند
-
تاریخ: 1402/9/19 ساعت: 16:15
[unable to retrieve full-text content]فردا اگر بدون تو باید به سر شود فرقی نمیکند شب من کی سحر شود
برای خدا
-
تاریخ: 1402/9/19 ساعت: 16:15
واسه تو مینویسم خداآره واسه توتویی که نمیدونم مصلحتت و حکمتت رو چی بسته شدهواسه تو مینویسم خدای نا مهربانآره درست شنیدی، خدای نا مهربانپاپیتالم رو نمی بینی؟صداش رو نمیشنوی؟ کجای کاری؟چیزی ازت کم نمیشهد لامصب به تقدیر بگوکمی با پاپیتالم مهربان تر باش + نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 11:53 توسط...
درد
-
تاریخ: 1402/9/19 ساعت: 16:15
دلگیرم و دلتنگم و دل آشوبفرمانده ی شرمنده ی یک لشگر مغلوبخدایا هیچوقت یکی رو شرمنده ی اونی که دوستش داره نکنبد میسوزونه، بد کمر شکن با درد زیاداین روزها حال دلم خوب نیست وقتی از خودم میپرسم، چته؟حتی نمیتونم توصیف کنمخسته ام از تظاهر به اینکه ، بگم خوبمواسش چقدر ادعا داشتم و عمل نهواسه اون که وقتی از...
خوش شانس
-
تاریخ: 1402/9/8 ساعت: 19:18
اعتراف میکنم هیچوقت آدم خوش شانسی نبودم اما وقتی تو رو پیدا کردم و شدی معجزه ی زندگیه من بدون اغراق، خوش شانس ترین بودم و هنوزم هستم و تا ابد خواهم بودتویی که شک ندارم بودنت، مثل چشمات، مثل دله پاک ات قشنگهبودن تو ذوق انگیز ترین و قشنگ ترین حس تو زندگی منهمن با تو حتی روز مرگی هامم دوست دارممیدونم ب...
جانم
-
تاریخ: 1402/9/8 ساعت: 19:18
[unable to retrieve full-text content]گفت جانم چهار فصلم ، بهار شد حالم احسن الحال میپرستمت
درد داره و من نیستم
-
تاریخ: 1402/9/8 ساعت: 19:18
درسته که حوصله نداریدرسته که حالت خوب نیست درسته که کسلی و خسته ای ولی بدون که من اینجا با حال بد تو حالم بد میشه با کسالت تو کسل میشممن اینجا نمیدونم الان چیکار کنم که تو خوب شیمن اینجا دارم از دلتنگیه تو خفه میشم و صدام در نمیاد من اینجا برای دیدنت دارم لحظه شماری میکنممن اینجا با پیام تو حالم خوب...
کار خدا
-
تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 19:56
محبوب منپاپیتالمنمی تونم تو کار خدا دخالت کنمآخهخدا خودش خواستهخدا خودش معجزه کردکه بشی جان و جهانمو من عاشق تو باشمحالامن اینجاصورتت، چشمانتو گاهی حتی دلم میخواد صدات رو ببینم + نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ ساعت 19:58 توسط حمید | Adblock test (Why?)
تنگ
-
تاریخ: 1402/8/22 ساعت: 13:55
دلم برایت تنگ شده استو وقتی که میگویم تنگ نه مثل تنگیِ پیراهندلتنگی منمانند کشتی ای است که بجای اقیانوس و دریااو را در حوض خانه انداخته اند وحید عیسوی + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 19:40 توسط حمید | Adblock test (Why?)
خیلی دور، خیلی نزدیک
-
تاریخ: 1402/8/7 ساعت: 0:51
از مترسک پرسیدممترسک ، وقتی یکی دلتنگ میشه، چکار میکنه؟گفت: حمید، در آغوشش میگیرهگفتم: وقتی دور هستم ازش چطوری بغلش کنم؟مترسک گفت:حمید، عطر موهاش، گاهی وقتها هم که دیگه خیلی'>خیلی دلتنگ میشی، هوای نفس کشیدنش رو بغل کنپرسیدم: مترسک، من هر لحظه دارم با عطر موهاش، هوای نفس کشیدنش روزگارم رو به سر میکنم...